فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استراحت کردن

esterâhat kardan[ʔes.t̪ʰe.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

ruhen فعل

فعل

  • استراحت کردنesterâhat kardanاِستِراحَت کَردَن[ʔes.t̪ʰe.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](intransitive: take repose)
  • آسودنâsudan[ʔɒː.suː.d̪æn](intransitive: take repose)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آرامیدنآرامیدَنتأییدنشده
  • غنودنġonudanغُنودَن[qonuː.d̪ǽn]تأییدنشده
  • آرام گرفتنârâm gereftanآرام گِرِفتَن[ɒːˌɾɒːm ɡʲeɾefˈt̪ʰæn]تأییدنشده

دستور زبانِ ruhen

فعل

تلفظ
[ˈʁuːən]
همهٔ صورت‌ها
  • geruhtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ruhendمعلوم، participle، حال
  • geruhtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ruhمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruhtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ruheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ruheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ruhstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruhestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ruhtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ruheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ruhtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ruhetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ruhteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ruhteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ruhtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ruhtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ruhteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ruhteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ruhtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ruhtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ruhtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ruhtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ruhtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ruhtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Warte nur, bald ruhst du auch.

فقط صبر کن، عنقریب تو هم می‌آرمی.

Ein kleiner Bach, der fließt, ist besser als ein großes Gewässer, das ruht.

یک رودخانهٔ کوچک که جاری است، بهتر از یک دریاچه بزرگ است که راکد است.

Die Welt ruht auf dem Rücken einer großen Schildkröte.

جهان روی پشت یک لاکپشت عظیم قرار دارد.

Ein kleiner Bach, der fließt, ist besser als ein großes Gewässer, das ruht.

یک رودخانهٔ کوچک که جاری است، بهتر از یک دریاچه بزرگ راکد است.

Gottes Segen ruhe auf euch.

برکت خدا بر شما باد.

Den Teig über Nacht im Kühlschrank ruhen lassen.

خمیر را در شب در یخچال بگذارید.

Nach dem Essen ruhen sie.

بعد از خوردن، استراحت کردند.

er wird nicht eher ruhen, bis es erledigt ist

او تا این کاررا تمام نکند آرام نخواهد گرفت

er geruht, etwas zu tun

او خودرا حاضر میکند برای این کار

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1641344), cojiluc (fa #10349165), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5234987), cojiluc (fa #9869407), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1683945), cojiluc (fa #10791320), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5234987), cojiluc (fa #9869396), tatoeba.org
  5. ۵: Zaghawa (de #2664340), cojiluc (fa #10780529), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #5862592), cojiluc (fa #10767427), tatoeba.org
  7. ۷: kutschektar (de #8106169), AsliAbbasi (fa #1582851), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها