فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خلمیدن

تأییدنشده

rotzen فعل

فعل

  • خلمیدن(to expel mucus from nose)رکیکتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فین کردن(to expel mucus from nose)رکیکتأییدنشده

دستور زبانِ rotzen

فعل

تلفظ
[ˈʁɔt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerotztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rotzendمعلوم، participle، حال
  • gerotztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rotzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rotzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rotztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rotzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rotzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rotztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rotzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rotztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rotzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rotztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rotzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rotzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rotzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rotztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rotztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rotzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rotzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rotztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rotztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rotztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rotztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rotztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rotztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها