رفتن به محتواخلمیدن
تأییدنشده
rotzen فعل
فعل
- خلمیدن(to expel mucus from nose)رکیکتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فین کردن(to expel mucus from nose)رکیکتأییدنشده
دستور زبانِ rotzen
فعل
- تلفظ
- [ˈʁɔt͡sn̩]
همهٔ صورتها
- gerotztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- rotzendمعلوم، participle، حال
- gerotztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- rotzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rotzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rotztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- rotzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- rotzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- rotztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- rotzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- rotztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- rotzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- rotztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- rotzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- rotzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- rotzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- rotztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- rotztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- rotzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- rotzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- rotztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- rotztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- rotztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- rotztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- rotztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- rotztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها