فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گلابی

تأییدنشده

[ɡ̥o.lɒː.bíː]

rosig صفت

صفت

  • گلابیگُلابی[ɡ̥o.lɒː.bíː](rose-coloured)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امیدبخشاُمیدبَخش(optimistic)تأییدنشده

دستور زبانِ rosig

صفت

تلفظ
[ˈʁoːzɪç], [ˈʁoːzɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • rosigerصفت تفضیلی
  • am rosigstenصفت عالی
  • rosigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rosigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rosigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rosigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rosigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rosigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rosigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rosigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • rosigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rosigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rosigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rosigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rosigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rosigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rosigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rosigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rosigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • rosigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • rosigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rosigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • rosigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • rosigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rosigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • rosigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • rosigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • rosigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • rosigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • rosigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • rosigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • rosigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • rosigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • rosigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • rosigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • rosigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • rosigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • rosigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • rosigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rosigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rosigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rosigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rosigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • rosigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rosigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rosigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

die Lage ist nicht rosig

اوضاع خوشایند نیست

die Zukunftsperspektive ist rosig

چشم انداز آینده روشن به نظر می رسد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها