فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غل دادن

تأییدنشده

rollen فعل

فعل

  • غل دادنغِل دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غلتاندنغَلتاندَنتأییدنشده

دستور زبانِ rollen

فعل

تلفظ
[ˈʁɔlən]
همهٔ صورت‌ها
  • gerolltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rollendمعلوم، participle، حال
  • gerolltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rollمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rolleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rolltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rolleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rolleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rollstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rollestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rolltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rolleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rolltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rolletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rollteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rollteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rolltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rolltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rollteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rollteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rolltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rolltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rolltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rolltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rolltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rolltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

seine Augen rollen

چشمهایش غل می خورند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها