فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خراش دادن

تأییدنشده

ritzen فعل

فعل

  • خراش دادنخَراش دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شخانیدنشَخانیدَنتأییدنشده
  • پنجول زدنپَنجول زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ ritzen

فعل

تلفظ
[ˈʁɪt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geritztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ritzendمعلوم، participle، حال
  • geritztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ritzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ritzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ritztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ritzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ritzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ritztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ritzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ritztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ritzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ritztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ritzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ritzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ritzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ritztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ritztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ritzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ritzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ritztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ritztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ritztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ritztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ritztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ritztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها