فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مراجعه کردن

تأییدنشده

morâje'e kardan[mo.ɹɒː.d͡ʒe.ʔé kʰʲæɹ.d̪æn]

richten فعل

فعل

  • مراجعه کردنmorâje'e kardanمُراجِعه کَردَن[mo.ɹɒː.d͡ʒe.ʔé kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعمیر کردنta'mir kardanتَعمیر کَردَن[t̪ʰæʔ.míːɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn](reparieren)تأییدنشده
  • داوری کردنداوَری کَردَن(urteilen)تأییدنشده
  • متمرکز کردنمُتَمَرکِز کَردَنتأییدنشده
  • معطوف کردنتأییدنشده
  • هدایت کردنهِدایَت کَردَن(to aim at)تأییدنشده

دستور زبانِ richten

فعل

تلفظ
[ˈʁɪçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • richtendمعلوم، participle، حال
  • gerichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • richteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • richtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • richtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • richteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • richteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • richtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • richtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • richtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • richteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • richtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • richtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • richteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • richteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • richtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • richtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • richteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • richteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • richtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • richtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • richtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • richtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • richtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • richtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Richte deinen Kragen.

یقه‌ات را صاف کن.

Ich richtete mein Gewehr auf das Ziel.

من تفنگ را به سوی هدف نشانه گرفتم.

Ideale sind wie Sterne. Wir erreichen sie niemals, aber wie die Seefahrer auf dem Meer richten wir unseren Kurs nach ihnen.

آرمانها مانند ستارگان هستند. ما به آنها هرگز نمی‌رسیم، اما مانند ناخدا در دریا مسیر خود را با آنها درست می‌کنیم.

die Ausgaben richten sich nach den Einnahmen

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن

sich nach den Wünschen richten

بر طبق میل عمل کردن

sich gegen etwas richten

به ضد چیزی جازم شدن

sie richten ihre Wut auf uns

خشمشان را متوجهٔ ما می کنند

paß auf, dass du nicht gerichtet wirst

گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند

ich richte dich nach deinen Taten

تورا به سزای اعمالت می رسانم

Augenmerk wird auf die Akten gerichtet

رسیدگی به پرونده ها تشکیل می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: maaster (de #8248587), cojiluc (fa #9840345), tatoeba.org
  2. ۲: Zaghawa (de #1407038), cojiluc (fa #12814845), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1384859), cojiluc (fa #8104735), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها