فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرمت کردن

تأییدنشده

restaurieren فعل

فعل

  • مرمت کردنمَرَمَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ restaurieren

فعل

تلفظ
[ʁestaʊ̯ˈʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • restauriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • restaurierendمعلوم، participle، حال
  • restauriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • restaurierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • restauriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • restauriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • restauriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • restauriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • restaurierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • restaurierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • restauriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • restauriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • restauriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • restaurieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • restaurierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • restaurierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • restauriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • restauriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • restaurierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • restaurierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • restauriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • restauriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • restauriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • restauriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • restauriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • restauriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها