فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دلخورده شدن

تأییدنشده

resignieren فعل

فعل

  • دلخورده شدندِلخورده شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ resignieren

فعل

تلفظ
[ʁezɪˈɡniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • resigniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • resignierenمعلوم، مصدر، حال
  • resignierendمعلوم، participle، حال
  • resigniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • resignierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • resigniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • resigniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • resigniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • resigniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • resignierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • resignierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • resigniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • resigniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • resignierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • resignierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • resigniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • resignieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • resignierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • resignierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • resignierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • resignierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • resigniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • resigniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • resignierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • resignierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • resigniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • resigniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • resigniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • resigniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • resigniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • resigniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها