فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تجدید بنا کردن

تأییدنشده

renovieren فعل

فعل

  • تجدید بنا کردنتَجدیدِ بَنا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ renovieren

فعل

تلفظ
[ʁenoˈviːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • renoviertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • renovierenمعلوم، مصدر، حال
  • renovierendمعلوم، participle، حال
  • renoviertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • renovierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renoviereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renoviertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • renoviereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • renoviereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • renovierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renovierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • renoviertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • renoviereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • renovierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • renovierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • renoviertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • renovieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • renovierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • renovierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • renovierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • renovierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • renoviertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • renoviertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • renovierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • renovierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • renoviertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • renoviertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • renoviertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • renoviertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • renoviertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • renoviertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها