فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بالیدن

تأییدنشده

renommieren فعل

فعل

  • بالیدن(mit Reichtum, Wissen, Fähigkeiten oder vollbrachten Taten prahlen, um seine eigene Bedeutung hervorzukehren)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به خود نازیدن(mit Reichtum, Wissen, Fähigkeiten oder vollbrachten Taten prahlen, um seine eigene Bedeutung hervorzukehren)تأییدنشده

دستور زبانِ renommieren

فعل

تلفظ
[ʁenɔˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • renommiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • renommierenمعلوم، مصدر، حال
  • renommierendمعلوم، participle، حال
  • renommiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • renommierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renommiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renommiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • renommiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • renommiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • renommierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • renommierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • renommiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • renommiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • renommierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • renommierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • renommiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • renommieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • renommierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • renommierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • renommierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • renommierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • renommiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • renommiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • renommierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • renommierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • renommiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • renommiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • renommiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • renommiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • renommiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • renommiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها