فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قی کردن

تأییدنشده

reihern فعل

فعل

  • قی کردنقِی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ reihern

فعل

تلفظ
[ˈʁaɪ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gereihertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • reiherndمعلوم، participle، حال
  • gereihertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • reiherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reihereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reihreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reihertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reiherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • reihereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • reihreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • reihereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • reihreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • reiherstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reiherstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • reihertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reihereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • reihreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • reihertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reihertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • reiherteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • reiherteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • reihertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • reihertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • reiherteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • reiherteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • reihertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • reihertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • reihertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • reihertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • reihertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • reihertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • reiherestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • reiheretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • reihrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • reihretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها