فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازیافت کردن

recyceln فعل

فعل

  • بازیافت کردن(to break down and reuse component materials)(Neben- und Abfallprodukte sammeln, aufbereiten und als Rohstoff zur Herstellung neuer Produkte wiederverwenden)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازیافتن(Neben- und Abfallprodukte sammeln, aufbereiten und als Rohstoff zur Herstellung neuer Produkte wiederverwenden)تأییدنشده

دستور زبانِ recyceln

فعل

تلفظ
[ˌʁiˈsaɪ̯kl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • recyceltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • recycelndمعلوم، participle، حال
  • recyceltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • recycleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recycelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recyceleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recyceltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • recycleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • recycelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • recyceleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • recyceleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recycleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recycelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recycelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recyclestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recyceltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • recyceleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • recycleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • recyceltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • recyceltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • recycletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • recycelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • recycelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • recyceltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • recyceltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • recycelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • recycelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • recyceltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • recyceltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • recyceltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • recyceltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • recyceltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • recyceltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • recycelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • recyceletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها