فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تفحص کردن

تأییدنشده

recherchieren فعل

فعل

  • تفحص کردنتَفَحُص کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ recherchieren

فعل

تلفظ
[ʁeʃɛʁˈʃiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • recherchiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • recherchierendمعلوم، participle، حال
  • recherchiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • recherchierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recherchiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recherchiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • recherchiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • recherchiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recherchierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • recherchierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • recherchiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • recherchiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • recherchiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • recherchieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • recherchierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • recherchierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • recherchiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • recherchiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • recherchierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • recherchierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • recherchiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • recherchiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • recherchiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • recherchiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • recherchiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • recherchiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها