فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عمل کردن

تأییدنشده

amal kardan[ʔæ.mǽl̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

realisieren فعل

فعل

  • عمل کردنamal kardanعَمَل کَردَن[ʔæ.mǽl̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انجام دادنanjâm dâdanاَنجام دادَنتأییدنشده
  • به وقوع پیوستنbe voqu' peyvastanبه وُقوع پِیوَستَن[be vo.ʁúːʔ pʰej.væs.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ realisieren

فعل

تلفظ
[ʁealiˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • realisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • realisierenمعلوم، مصدر، حال
  • realisierendمعلوم، participle، حال
  • realisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • realisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • realisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • realisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • realisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • realisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • realisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • realisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • realisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • realisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • realisierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • realisierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • realisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • realisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • realisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • realisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • realisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • realisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • realisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • realisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • realisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • realisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • realisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • realisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • realisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • realisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • realisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • realisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها