فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از دهن در رفتن

تأییدنشده

rausrutschen فعل

فعل

  • از دهن در رفتناز دَهَن دَر رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ rausrutschen

فعل

تلفظ
[ˈʁaʊ̯sˌʁʊt͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • rausgerutschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rauszurutschenمعلوم، extended، مصدر
  • rausrutschendمعلوم، participle، حال
  • rausgerutschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rutsch rausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rutsche rausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rutscht rausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rutsche rausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • rutsche rausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rausrutscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • rausrutscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rutschst rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rutscht rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rutschest rausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rausrutschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • rausrutschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • rausrutschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rutscht rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rutsche rausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rausrutschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rausrutscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rutschen rausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • rutschen rausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • rutscht rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rutschet rausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rausrutschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • rausrutschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • rutschen rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • rutschen rausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rutschte rausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rutschte rausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rausrutschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • rausrutschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rutschtest rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rutschtest rausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rausrutschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • rausrutschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rutschte rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rutschte rausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rausrutschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rausrutschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rutschten rausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rutschten rausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rausrutschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • rausrutschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rutschtet rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rutschtet rausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rausrutschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • rausrutschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rutschten rausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rutschten rausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rausrutschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • rausrutschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

das ist mir nur so rausgerutscht

منم از دهنم در رفت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها