رفتن به محتواتصویب کردن
تأییدنشده
ratifizieren فعل
فعل
- تصویب کردنتَصویب کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تنفیذ کردنتَنفیذ کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ratifizieren
فعل
- تلفظ
- [ʁatifiˈt͡siːʁən]
همهٔ صورتها
- ratifiziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ratifizierenمعلوم، مصدر، حال
- ratifizierendمعلوم، participle، حال
- ratifiziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- ratifizierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ratifiziereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ratifiziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- ratifiziereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ratifiziereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ratifizierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- ratifizierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ratifiziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- ratifiziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ratifizierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- ratifizierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ratifiziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- ratifizieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ratifizierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- ratifizierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ratifizierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ratifizierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ratifiziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ratifiziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ratifizierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ratifizierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ratifiziertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- ratifiziertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ratifiziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ratifiziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ratifiziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ratifiziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها