فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استراحت کردن

تأییدنشده

esterâhat kardan[ʔes.t̪ʰe.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

rasten فعل

فعل

  • استراحت کردنesterâhat kardanاِستِراحَت کَردَن[ʔes.t̪ʰe.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توقف کردنتَوَقُف کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ rasten

فعل

تلفظ
[ˈʁastn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rastendمعلوم، participle، حال
  • gerastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rasteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rastمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rasteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rastestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rastetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rasteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rasteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rastetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rastetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer rastet, rostet

آب که یک جا ماند می گندد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها