فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوییدن

تأییدنشده

puyidan[pʰuː.jiː.d̪ǽn]

rasen فعل

فعل

  • پوییدنpuyidan[pʰuː.jiː.d̪ǽn](to go fast)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • با سرعت مزید راندنبا سُرعَتِ مَزید راندَنتأییدنشده

دستور زبانِ rasen

فعل

تلفظ
[ˈʁaːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerastparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rasendمعلوم، participle، حال
  • gerastparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rasمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rastمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • raseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rastمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rasestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rastمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • raseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rastمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rasetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rasteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rastestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rastestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rasteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rasteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rastenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rastenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rastetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rastetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rastenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rastenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer rastet, rostet

آب که یک جا ماند می گندد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها