رفتن به محتواخش خش کردن
تأییدنشده
rascheln فعل
فعل
- خش خش کردنخِش خِش کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ rascheln
فعل
- تلفظ
- [ˈʁaʃl̩n]
همهٔ صورتها
- gerascheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- raschelndمعلوم، participle، حال
- gerascheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- raschleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- raschelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rascheleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rascheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- raschleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- raschelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- rascheleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- rascheleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- raschleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- raschelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- raschelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- raschlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- rascheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- rascheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- raschleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- rascheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- rascheltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- raschletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- raschelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- raschelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- rascheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- rascheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- raschelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- raschelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- rascheltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- rascheltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- rascheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- rascheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- rascheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- rascheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها