فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خش خش کردن

تأییدنشده

rascheln فعل

فعل

  • خش خش کردنخِش خِش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ rascheln

فعل

تلفظ
[ˈʁaʃl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gerascheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • raschelndمعلوم، participle، حال
  • gerascheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • raschleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raschelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rascheleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rascheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raschleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • raschelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rascheleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rascheleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • raschleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • raschelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raschelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • raschlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rascheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rascheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • raschleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rascheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rascheltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • raschletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • raschelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • raschelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rascheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rascheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • raschelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • raschelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rascheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rascheltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rascheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rascheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rascheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rascheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها