فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پایه کوبی کردن

تأییدنشده

rammen فعل

فعل

  • پایه کوبی کردنپایه کوبی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ rammen

فعل

تلفظ
[ˈʁamən]
همهٔ صورت‌ها
  • gerammtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rammendمعلوم، participle، حال
  • gerammtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rammمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rammeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rammtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rammمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rammeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rammeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rammstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rammestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rammtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rammeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rammtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rammetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rammteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rammteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rammtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rammtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rammteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rammteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rammtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rammtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rammtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rammtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rammtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rammtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها