فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

له دادن

تأییدنشده

quetschen فعل

فعل

  • له دادنلِه دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ quetschen

فعل

تلفظ
[ˈkvɛt͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gequetschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • quetschendمعلوم، participle، حال
  • gequetschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • quetschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quetscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quetschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quetscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • quetscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quetschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quetschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quetschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quetschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • quetscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • quetschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quetschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • quetschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • quetschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quetschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • quetschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quetschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • quetschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • quetschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • quetschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • quetschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • quetschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • quetschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • quetschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. in die Ecke quetschen

کسی را مچاله کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها