فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناله کردن

تأییدنشده

quengeln فعل

فعل

  • ناله کردنناله کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ quengeln

فعل

تلفظ
[ˈkvɛŋl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gequengeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • quengelndمعلوم، participle، حال
  • gequengeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • quengleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quengelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quengeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quengeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quengleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • quengelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • quengeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • quengeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quengleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quengelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quengelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quenglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quengeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • quengeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • quengleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • quengeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quengeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • quengletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • quengelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • quengelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quengeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • quengeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quengelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • quengelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • quengeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • quengeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • quengeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • quengeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • quengeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • quengeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها