فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گپ زدن

تأییدنشده

gap zadan[ɡʲæpʰ zæ.d̪ǽn]

quatschen فعل

فعل

  • گپ زدنgap zadanگَپ زَدَن[ɡʲæpʰ zæ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ quatschen

فعل

تلفظ
[ˈkvat͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gequatschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • quatschendمعلوم، participle، حال
  • gequatschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • quatschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quatscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quatschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quatschetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quatscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • quatscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quatschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • quatschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • quatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • quatschetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • quatscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • quatschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quatschetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • quatschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • quatschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • quatscheteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • quatschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quatscheteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • quatschetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • quatschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • quatscheteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • quatschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • quatscheteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • quatschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • quatschetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • quatschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • quatschetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • quatschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • quatschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • quatschetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • quatschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • quatschetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

über alles mögliche quatschen

از هر دری حرف زدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها