فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دود زدن

تأییدنشده

qualmen فعل

فعل

  • دود زدندود زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ qualmen

فعل

تلفظ
[ˈkvalmən]
همهٔ صورت‌ها
  • gequalmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • qualmendمعلوم، participle، حال
  • gequalmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • qualmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • qualmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • qualmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • qualmetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • qualmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • qualmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • qualmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • qualmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • qualmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • qualmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • qualmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • qualmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • qualmetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • qualmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • qualmteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • qualmeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • qualmteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • qualmetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • qualmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • qualmeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • qualmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • qualmeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • qualmtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • qualmetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • qualmtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • qualmetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • qualmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • qualmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • qualmetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • qualmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • qualmetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها