رفتن به محتوامربع
تأییدنشده
morabba'[mo.ɹæb.bǽʔ]
quadratisch صفت
صفت
- مربعmorabba'مُرَبَع[mo.ɹæb.bǽʔ]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مربعیتأییدنشده
- شطرنجیشَطرَنجی(Fläche)تأییدنشده
- پیچازی(Fläche)تأییدنشده
- چهاخانهچَهاخانه(Fläche)تأییدنشده
دستور زبانِ quadratisch
صفت
- تلفظ
- [kvaˈdʁaːtɪʃ]
همهٔ صورتها
- quadratischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- quadratischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- quadratischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- quadratischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- quadratischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- quadratischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- quadratischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- quadratischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- quadratischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- quadratischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- quadratischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- quadratischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- quadratischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها