فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاک کردن

تأییدنشده

pâk kardan

putzen فعل

فعل

  • پاک کردنpâk kardanپاک کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرتب کردنمُرُتَب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ putzen

فعل

تلفظ
[ˈpʊt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geputztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • putzendمعلوم، participle، حال
  • geputztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • putzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • putzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • putztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • putzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • putzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • putztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • putzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • putztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • putzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • putztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • putzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • putzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • putzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • putztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • putztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • putzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • putzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • putztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • putztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • putztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • putztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • putztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • putztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er putzt den Staub ab

او خاک می زداید

sich die Nase putzen

دماغ گرفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها