فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلمبه زدن

تأییدنشده

pumpen فعل

فعل

  • تلمبه زدنتُلُمبه زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پمپ کردنپُمپ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ pumpen

فعل

تلفظ
[ˈpʊmpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • pumpendمعلوم، participle، حال
  • gepumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • pumpمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumpeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pumpeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pumpeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pumpstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumpestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pumptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pumpetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pumpteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pumpteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pumptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pumptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • pumptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pumptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • pumptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pumptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • pumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

von jem. Geld pumpen

پول قرض گرفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها