فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قمپز در آوردن

تأییدنشده

protzen فعل

فعل

  • قمپز در آوردنقُمپُز دَر آوَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مباهات کردنمُباهات کَردَنتأییدنشده
  • پز دادنپُز دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ protzen

فعل

تلفظ
[ˈpʁɔt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geprotztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • protzendمعلوم، participle، حال
  • geprotztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • protzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • protzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • protztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • protzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • protzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • protztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • protzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • protztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • protzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • protztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • protzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • protzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • protzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • protztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • protztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • protzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • protzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • protztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • protztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • protztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • protztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • protztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • protztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها