فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکفتن

تأییدنشده

prosperieren فعل

فعل

  • شکفتنشِکُفتَن(to increase in bulk or stature)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکوفیدن(to increase in bulk or stature)تأییدنشده

دستور زبانِ prosperieren

فعل

تلفظ
[pʁɔspeˈʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • prosperiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • prosperierendمعلوم، participle، حال
  • prosperiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • prosperierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prosperiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prosperiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prosperiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • prosperiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prosperierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prosperierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prosperiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • prosperiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prosperiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prosperieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • prosperierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • prosperierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prosperiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • prosperiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prosperierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • prosperierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • prosperiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • prosperiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • prosperiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • prosperiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • prosperiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • prosperiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها