فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیخ گوشی کردن

تأییدنشده

propagieren فعل

فعل

  • بیخ گوشی کردنبیخ گوشی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تبیلغ کردنتَبیلغ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ propagieren

فعل

تلفظ
[pʁopaˈɡiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • propagiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • propagierendمعلوم، participle، حال
  • propagiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • propagierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • propagiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • propagiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • propagiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • propagiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • propagierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • propagierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • propagiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • propagiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • propagiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • propagieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • propagierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • propagierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • propagiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • propagiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • propagierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • propagierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • propagiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • propagiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • propagiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • propagiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • propagiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • propagiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها