رفتن به محتوابیخ گوشی کردن
تأییدنشده
propagieren فعل
فعل
- بیخ گوشی کردنبیخ گوشی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تبیلغ کردنتَبیلغ کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ propagieren
فعل
- تلفظ
- [pʁopaˈɡiːʁən]
همهٔ صورتها
- propagiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- propagierendمعلوم، participle، حال
- propagiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- propagierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- propagiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- propagiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- propagiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- propagiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- propagierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- propagierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- propagiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- propagiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- propagiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- propagieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- propagierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- propagierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- propagiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- propagiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- propagierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- propagierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- propagiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- propagiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- propagiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- propagiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- propagiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- propagiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها