فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سود بردن

تأییدنشده

profitieren فعل

فعل

  • سود بردنسود بُردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منفعت داشتنمَنفَعَت داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ profitieren

فعل

تلفظ
[pʁofiˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • profitiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • profitierenمعلوم، مصدر، حال
  • profitierendمعلوم، participle، حال
  • profitiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • profitierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • profitiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • profitiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • profitiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • profitiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • profitierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • profitierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • profitiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • profitiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • profitierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • profitierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • profitiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • profitieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • profitierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • profitierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • profitierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • profitierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • profitiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • profitiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • profitierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • profitierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • profitiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • profitiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • profitiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • profitiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • profitiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • profitiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

das meiste habe ich von anderen profitiert

اغلب خوشه چین خرمن دیگران بودم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها