فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چشیدن

češidan[t͡ʃʰe.ʃiː.d̪æn]

probieren فعل

فعل

  • چشیدنčešidanچِشیدَن[t͡ʃʰe.ʃiː.d̪æn](to sample the flavor of something)(to taste, sample, etc)(kosten)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آزمایش کردنآزمایِش کَردَنتأییدنشده
  • آزمودنâzmudanآزمودَن[ʔɒːz.muː.d̪ǽn](try)(to make an experiment)تأییدنشده

دستور زبانِ probieren

فعل

تلفظ
[pʁoˈbiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • probiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • probierendمعلوم، participle، حال
  • probiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • probierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • probiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • probiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • probierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • probiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • probiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • probiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • probieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • probierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • probierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • probiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • probiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • probierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • probierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • probiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • probiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • probiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • probiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • probiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • probiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich probiere meine neue Kamera aus.

من دوربین جدیدم را امتحان می‌کنم.

Probiere, etwas anderes zu machen.

سعی کن چیز دیگری درست کنی.

Wer nicht beißen kann, soll es mit Küssen probieren.

کسی که نمی‌تواند گاز بگیرد، باید با بوسه تلاش کند.

Probier mal etwas von diesem Kuchen.

یک کم از این کیک امتحان کن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Probieren geht über studieren

اول بچش بعد بگو بی نمکه

Ich probiere es.

تست میکنم

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich probiere es.

امتحان میکنم

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1179413), cojiluc (fa #9963018), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3576745), cojiluc (fa #6978117), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1912528), cojiluc (fa #8152048), tatoeba.org
  4. ۴: Kuraimegami (de #4080290), AchillePoirot (fa #3872046), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Hans_Adler (de #4944510), arashm (fa #3653823), tatoeba.org
  7. ۷: Hans_Adler (de #4944510), arashm (fa #3653820), tatoeba.org
منابع و مجوزها