فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمرین کردن

تأییدنشده

tamrin kardan[t̪ʰæmˌɾiːŋkʲæɾˈd̪æn]

proben فعل

فعل

  • تمرین کردنtamrin kardanتَمرین کَردَن[t̪ʰæmˌɾiːŋkʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ proben

فعل

تلفظ
[ˈpʁoːbm̩], [ˈpʁoːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geprobtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • probendمعلوم، participle، حال
  • geprobtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • probمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • probeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • probeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • probstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • probestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • probtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • probeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • probtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • probetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • probteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • probteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • probtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • probtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • probteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • probteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • probtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • probtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • probtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • probtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • probtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • probtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

gegen jem. einen Aufstand proben

ضد کسی شورش کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها