فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در هر

تأییدنشده

pro حرف اضافه

حرف اضافه

  • در هر(used in expressing ratios of units)تأییدنشده

دستور زبانِ pro

حرف اضافه

تلفظ
[pʁoː]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das Auto erreicht 100 km pro Stunde

سرعت ماشین به ۱۰۰ کیلومنر در ساعت می رسد

1 Mahlzeit pro Tag

یک وعده غذا در روز

Ich verdiene 100 Euro pro Tag.

من روزی صد یورو درآمد دارم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

in dubio pro reo

در صورت تردید به نفع متهم رأی داده میشود

Diese Fabrik produziert 500 Autos pro Tag.

این کارخانه در روز 500 اتومبیل تولید می کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wie viele Male blinzelt ein Mensch durchschnittlich pro Minute?

به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: ludoviko (de #101), kuarash (fa #3840032), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Vortarulo (de #2219140), mahdiye (fa #696510), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #11914814), mostafaakhlaghi (fa #2171129), tatoeba.org
منابع و مجوزها