در هر
حرف اضافه
- در هر
دستور زبانِ pro
حرف اضافه
- تلفظ
- [pʁoː]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
das Auto erreicht 100 km pro Stunde
سرعت ماشین به ۱۰۰ کیلومنر در ساعت می رسد
1 Mahlzeit pro Tag
یک وعده غذا در روز
Ich verdiene 100 Euro pro Tag.
من روزی صد یورو درآمد دارم.
in dubio pro reo
در صورت تردید به نفع متهم رأی داده میشود
Diese Fabrik produziert 500 Autos pro Tag.
این کارخانه در روز 500 اتومبیل تولید می کند.
Wie viele Male blinzelt ein Mensch durchschnittlich pro Minute?
به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟