فشار دادن
fešâr dâdan[fe.ʃɒːɹ d̪ɒː.d̪ǽn]
pressen فعل
فعل
- فشار دادنfešâr dâdanفِشار دادَن[fe.ʃɒːɹ d̪ɒː.d̪ǽn](push)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فشردنfešordanفِشُردَن[fe.ʃoɹ.d̪æn]تأییدنشده
- متراکم کردنمُتَراکِم کَردَنتأییدنشده
- منگنه کردنمَنگَنه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ pressen
فعل
- تلفظ
- [ˈpʁɛsn̩]
همهٔ صورتها
- gepresstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- pressendمعلوم، participle، حال
- gepresstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- pressمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- presseمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- presstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- pressetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- presseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- presseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- presstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- pressestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- presstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- pressetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- presseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- presstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- pressetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- pressetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- pressteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- presseteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- pressteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- presseteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- presstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- pressetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- presstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- pressetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- pressteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- presseteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- pressteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- presseteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- presstenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- pressetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- presstenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- pressetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- presstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- pressetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- presstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- pressetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- presstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- pressetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- presstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- pressetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
jem. in ein Klischee pressen
کسی را در چارچوب معین مجسم کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها