فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاف زدن

lâf zadan

prahlen فعل

فعل

  • لاف زدنlâf zadanلاف زَدَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لافیدنlâfidan(to boast)(brag, to boast)کم‌کاربرد، uncommonتأییدنشده
  • رجز خواندنرَجَز خواندَنتأییدنشده
  • غراب شدنغُراب شُدَنتأییدنشده
  • فخر کردنفَخر کَردَنتأییدنشده
  • قپی پا شدنقُپی پا شُدَنتأییدنشده
  • قپی کردنقُپی کَردَنتأییدنشده
  • یاوه سرائی کردنیاوه سَرائی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ prahlen

فعل

تلفظ
[ˈpʁaːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • geprahltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • prahlendمعلوم، participle، حال
  • geprahltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • prahlمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prahleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prahltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prahleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • prahleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prahlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prahlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prahltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • prahleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prahltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prahletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • prahlteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • prahlteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prahltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • prahltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prahlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • prahlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • prahltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • prahltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • prahltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • prahltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • prahltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • prahltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها