رفتن به محتوالاف زدن
lâf zadan
prahlen فعل
فعل
- لاف زدنlâf zadanلاف زَدَن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لافیدنlâfidan(to boast)(brag, to boast)کمکاربرد، uncommonتأییدنشده
- رجز خواندنرَجَز خواندَنتأییدنشده
- غراب شدنغُراب شُدَنتأییدنشده
- فخر کردنفَخر کَردَنتأییدنشده
- قپی پا شدنقُپی پا شُدَنتأییدنشده
- قپی کردنقُپی کَردَنتأییدنشده
- یاوه سرائی کردنیاوه سَرائی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ prahlen
فعل
- تلفظ
- [ˈpʁaːlən]
همهٔ صورتها
- geprahltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- prahlendمعلوم، participle، حال
- geprahltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- prahlمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- prahleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- prahltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- prahleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- prahleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- prahlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- prahlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- prahltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- prahleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- prahltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- prahletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- prahlteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- prahlteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- prahltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- prahltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- prahlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- prahlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- prahltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- prahltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- prahltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- prahltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- prahltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- prahltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها