فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لت کردن

تأییدنشده

prügeln فعل

فعل

  • لت کردنلَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زد و خورد کردنزَد و خورد کَردَنتأییدنشده
  • مضروب کردنمَضروب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ prügeln

فعل

تلفظ
[ˈpʁyːɡl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • geprügeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • prügelnمعلوم، مصدر، حال
  • prügelndمعلوم، participle، حال
  • geprügeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • prügleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prügelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prügeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prügeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prügleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • prügelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • prügeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • prügeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prügleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prügelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • prügelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prüglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prügelestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • prügeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • prügeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prügleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prügelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • prügelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • prüglenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • prügelenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • prügeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • prügeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • prügletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • prügeletمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • prügelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • prügelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prüglenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prügelenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • prügelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • prügelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prügeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • prügeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • prügelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • prügelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • prügeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • prügeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • prügeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • prügeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • prügeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • prügeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ich werde ihn windelweich prügeln

حسابش را کف دستش می گذارم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (de.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (en.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (opensubtitles.org), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (books.google.com/ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها