فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با سر و صدا

تأییدنشده

poltern فعل

فعل

  • با سر و صدابا سَر و صِداتأییدنشده

دستور زبانِ poltern

فعل

تلفظ
[ˈpɔltɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gepoltertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • polterndمعلوم، participle، حال
  • gepoltertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • polterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • poltereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • poltreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • poltertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • polterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • poltereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • poltreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • poltereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • poltreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • polterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • polterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • poltertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • poltereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • poltreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • poltertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • poltertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • polterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • polterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • poltertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • poltertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • polterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • polterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • poltertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • poltertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • poltertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • poltertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • poltertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • poltertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها