فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پولیش کردن

تأییدنشده

polieren فعل

فعل

  • پولیش کردن(make a surface smooth or shiny)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صیقل دادنصِیقَل دادَنتأییدنشده
  • جلا دادنجَلا دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ polieren

فعل

تلفظ
[poˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • poliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • polierendمعلوم، participle، حال
  • poliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • polierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • poliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • poliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • poliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • poliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • polierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • polierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • poliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • poliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • poliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • polieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • polierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • polierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • poliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • poliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • polierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • polierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • poliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • poliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • poliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • poliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • poliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • poliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها