فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در را دق کردن

تأییدنشده

pochen فعل

فعل

  • در را دق کردندَر را دَق کَردَن(klopfen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در زدندَر زَدَن(klopfen)تأییدنشده

دستور زبانِ pochen

فعل

تلفظ
[ˈpɔxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepochtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • pochendمعلوم، participle، حال
  • gepochtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • pochمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pocheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pochtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pochetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pocheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pocheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pochstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pochestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pochestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pochtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pochetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pocheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pochtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pochetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pochetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pochteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pochteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pochtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pochteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pochteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • pochtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pochtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • pochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pochtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • pochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pochtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er pocht auf sein Recht

او با پافشاری حقش را مطالبه می کند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها