فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مایه سوز

تأییدنشده

pleite صفت

صفت

  • مایه سوزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ور شکستهوَر شِکَستهتأییدنشده

دستور زبانِ pleite

صفت

تلفظ
[ˈplaɪ̯tə]

مثال‌ها

der Betrieb machte pleite

کارخانه ور شکست

der Betrieb ist pleite gegangen

کار خانه ورشکسته شده

ich bin total pleite

کفگیرم به ته دیگ خورده است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها