فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صاف و هموار کردن

تأییدنشده

planieren فعل

فعل

  • صاف و هموار کردنصاف و هَموار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ planieren

فعل

تلفظ
[plaˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • planiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • planierendمعلوم، participle، حال
  • planiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • planierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • planiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • planiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • planiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • planiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • planierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • planierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • planiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • planiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • planiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • planieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • planierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • planierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • planiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • planiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • planierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • planierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • planiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • planiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • planiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • planiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • planiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • planiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها