فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جیک جیک کردن

تأییدنشده

piepsen فعل

فعل

  • جیک جیک کردنجیک جیک کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چهچهه زدنچِهچِهه زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ piepsen

فعل

تلفظ
[ˈpiːpsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepiepstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • piepsendمعلوم، participle، حال
  • gepiepstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • piepsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • piepseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • piepstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • piepseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • piepseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • piepstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • piepsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • piepstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • piepseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • piepstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • piepsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • piepsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • piepsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • piepstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • piepstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • piepsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • piepsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • piepstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • piepstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • piepstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • piepstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • piepstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • piepstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها