رفتن به محتواخیال کردن
تأییدنشده
phantasieren فعل
فعل
- خیال کردنخیال کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ phantasieren
فعل
- تلفظ
- [fantaˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- phantasiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- phantasierenمعلوم، مصدر، حال
- phantasierendمعلوم، participle، حال
- phantasiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- phantasierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- phantasiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- phantasiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- phantasieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- phantasiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- phantasiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- phantasierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- phantasierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- phantasiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- phantasieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- phantasiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- phantasierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- phantasierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- phantasiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- phantasieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- phantasieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- phantasierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- phantasierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- phantasierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- phantasiereteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- phantasierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- phantasiereteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- phantasiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- phantasieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- phantasiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- phantasieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- phantasierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- phantasiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- phantasierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- phantasiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- phantasiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- phantasieretenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- phantasiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- phantasieretenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- phantasiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- phantasieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- phantasiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- phantasieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- phantasiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- phantasieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- phantasiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- phantasieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
was phantasierst du da
چه بهم می بافی
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها