فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیال کردن

تأییدنشده

phantasieren فعل

فعل

  • خیال کردنخیال کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ phantasieren

فعل

تلفظ
[fantaˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • phantasiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • phantasierenمعلوم، مصدر، حال
  • phantasierendمعلوم، participle، حال
  • phantasiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • phantasierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • phantasiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • phantasiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • phantasieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • phantasiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • phantasiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • phantasierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • phantasierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • phantasiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • phantasieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • phantasiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • phantasierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • phantasierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • phantasiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • phantasieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • phantasieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • phantasierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • phantasierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • phantasierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • phantasiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • phantasierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • phantasieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • phantasiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • phantasiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • phantasierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • phantasiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • phantasiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • phantasieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • phantasiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • phantasieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • phantasiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • phantasiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • phantasieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • phantasiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • phantasieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

was phantasierst du da

چه بهم می بافی

منابع و ارجاع‌ها