فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوابیدن

xâbidan[xɒː.biː.d̪æn]

pennen فعل

فعل

  • خوابیدنxâbidanخوابیدَن[xɒː.biː.d̪æn](to rest in state of reduced consciousness)محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خفتنxoftanخُفتَن[xof.t̪ʰæn](to rest in state of reduced consciousness)کهن، محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ pennen

فعل

تلفظ
[ˈpɛnən]
همهٔ صورت‌ها
  • gepenntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • pennendمعلوم، participle، حال
  • gepenntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • pennمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • penneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • penntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pennمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • penneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • penneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pennstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pennestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • penntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • penneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • penntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pennetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pennteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pennteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • penntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • penntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pennteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pennteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • penntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • penntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • penntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • penntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • penntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • penntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er pennt

سرش با ته اش بازی می کند

منابع و ارجاع‌ها