فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نافذ

تأییدنشده

nâfez[nɒː.fez]

penetrant صفت

صفت

  • نافذnâfezنافِذ[nɒː.fez]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سمجsemejسِمِج[se.méd͡ʒ̥]تأییدنشده

دستور زبانِ penetrant

صفت

تلفظ
[peneˈtʁant]
همهٔ صورت‌ها
  • penetranterصفت تفضیلی
  • am penetrantestenصفت عالی
  • penetranterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetrantesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • penetrantenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetrantenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • penetrantemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetrantemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • penetrantenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetrantesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • penetranteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • penetranteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • penetranterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • penetranteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • penetrantenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • penetrantenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetranteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • penetrantenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • penetrantererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • penetrantereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • penetranteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • penetrantereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • penetrantererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • penetrantererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • penetranteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • penetrantererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • penetranteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • penetranterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • penetrantereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • penetranteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • penetrantereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • penetrantereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • penetranterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • penetrantereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • penetranterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • penetrantererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • penetrantereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • penetranteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • penetranterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • penetranterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • penetrantereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • penetranteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • penetranterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • penetrantesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • penetrantesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • penetrantesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • penetrantestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • penetrantestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

er war ein penetranter Typ

او یک جور خرده شیشه بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها