فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نوسان کردن

تأییدنشده

pendeln فعل

فعل

  • نوسان کردننَوَسان کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دائما رفت و آمد کردنتأییدنشده

دستور زبانِ pendeln

فعل

تلفظ
[ˈpɛndl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gependeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • pendelndمعلوم، participle، حال
  • gependeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • pendleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pendelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pendeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pendeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pendleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pendelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pendeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pendeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pendleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pendelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pendelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pendlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pendeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pendeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pendleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pendeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pendeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pendletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pendelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pendelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pendeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pendeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pendelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pendelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • pendeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pendeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • pendeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pendeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • pendeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pendeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها