فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را اذیت کردن

تأییدنشده

peinigen فعل

فعل

  • کسی را اذیت کردنکِسی را اَذیَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آزار دادنâzâr dâdanآزار دادَن[ʔɒː.zɒ́ːɹ d̪ɒː.d̪æn](to cause severe suffering)تأییدنشده

دستور زبانِ peinigen

فعل

تلفظ
[ˈpaɪ̯nɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepeinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • peinigendمعلوم، participle، حال
  • gepeinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • peinigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • peinigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • peinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • peinigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • peinigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • peinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • peinigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • peinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • peinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • peinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • peinigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • peinigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • peinigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • peinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • peinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • peinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • peinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • peinigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • peinigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • peinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • peinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • peinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • peinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها