فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تاتی کردن

تأییدنشده

patschen فعل

فعل

  • تاتی کردن(walk unsteadily)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سیلی زدن(to give a slap)تأییدنشده

دستور زبانِ patschen

فعل

تلفظ
[ˈpat͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepatschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • patschendمعلوم، participle، حال
  • gepatschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • patschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • patscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • patschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • patscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • patscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • patschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • patschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • patschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • patschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • patscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • patschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • patschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • patschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • patschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • patschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • patschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • patschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • patschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • patschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • patschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • patschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • patschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • patschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • patschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها