فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاستوریزه کردن

تأییدنشده

pasteurisieren فعل

فعل

  • پاستوریزه کردنپاستوریزه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ pasteurisieren

فعل

تلفظ
[pastøʁiˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • pasteurisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • pasteurisierendمعلوم، participle، حال
  • pasteurisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • pasteurisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pasteurisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pasteurisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pasteurisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • pasteurisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pasteurisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pasteurisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pasteurisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pasteurisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pasteurisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pasteurisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • pasteurisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pasteurisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pasteurisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pasteurisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pasteurisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pasteurisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • pasteurisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pasteurisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • pasteurisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pasteurisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • pasteurisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pasteurisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها